برندینگ

هدف از برندینگ:

بنا بر اظهارات کارشناسان سروش زیما هدف از برندینگ ایجاد یک دیدگاه قوی در نگاه مشتریان بلقوه می باشد بگونه ای که مشتری به این درک برسد که هیچ کالا یا خدماتی مشابه برند شما در این مارکت وجود ندارد. موضوع برندینگ از این جهت حایز اهمیت است که به کالا یا خدمات شما کمک می کند که ظاهری متمایز از بقیه رقیبان در مارکت نشان دهد حتا اگر سایر رقبا هم کالا یا سرویسی مشابه شما در مارکت برای ارایه داشته باشند.

 
1

مشاوره

برند یک معناست ، جمع کل معناهایی است که تمام مخاطبان احتمالی و مشتریان کنونی شما در ذهن و قلب خود ، درباره شما حس می کنندامروزه دیگر برند ها در ترازنامه بسیاری از شرکتها به عنوان دارایی قرارمی گیرند ، اغلب ارزش ناملموس برند از ارزش خود شرکت و دارایی های ملموس آن بیشتر است . با توجه به تحقیقی که در بین پانصد کمپانی مطرح و تراز اول جهان (فورچون ۵۰۰) صورت گرفته است به طور میانگین ۷۵% ارزش این شرکتها از ارزش برند حاصل می شود کارشناسان سروش زیما معتقد است که راه اندازی یک مجموعه بدون تفکر برندینگ آن یک اشتباه نابخشودنی در تجارت است.ما با مجموعه های (تولیدی و یا خدماتی) زیادی برخورد داشته ایم که حتی بعد از فعالیت بالای ۱۰ سال هم، ارزش مادی آن مجموعه تنها به ملک و تجهیزات آن وابسته بوده است و تنها به این علت که از خود نامی (برندی) ساخته و پرداخته نکرده اند فرصت ها و سهم بازار بسیاری را از دست داده اند .
2

طراحی برند

یکی از افتخارات هر گرافیستی انجام طراحی یک نشان تجاری است که در زمانی که برای عموم رونمایی می‌شود یک تجربه تمام عیار را به ارمغان می آورد. اما در اکثر مواقع تنها طراحی یک نشان یا لوگو کفایت نمی‌کند، زیرا یک سازمان با تمام لایه‌های مدیریتی و سیاستی خود علاوه بر یک نشان نیاز به یک نام تجاری با شخصیت، هویت و دربرگیرنده اهداف سازمان دارند. سروش زیما این امکان را با بکارگيري طراحان مجرب برای سازمان ها داراست.اين امر ما را از ديگران متمايز نموده تا بتوانيم خدمات گسترده اي را به برندهاي مختلف در انصاف مختلف ارائه دهيم.
3

تولید برند و هویت سازی

با توجه به تغییرات گسترده جهانی در تمام زمینه ها ،مانند تکنولوژی ارتباطات،اقتصاد و غیره،سازمان ها مجبور هستند به این تغییرات پاسخ دهند،ولی مشتریان هر سازمان را با محصول و برند خاصی می شناسند،پس پاسخ هر سازمانی به این تغییرات در برندش نمایان خواهد شد،اما سوالاتی مطرح می شود که هر سازمان ملزم به پاسخگویی به آن هاست،از جمله این که،آیا سازمان با همان برند سابق به تغییرات پاسخ دهد؟ یا اقدام به معرفی برند جدید کند؟ در صورت معرفی برند جدید این برند چگونه ساخته می شود و دارای چه ویژگی هایی خواهد بود؟ آیا برند خود را در سطح ملی یا بین المللی معرفی می کند؟
4

معماری و توسعه برند

معماری، طراحی برنامه‌ریزی شده یک سیستم است. می‌تواند برنامه طراحی یک ساختمان، قطعه‌ای نرم افزار، جریانی از اطلاعات و یا یک شی ء باشد. معماری برند با استراتژی برند، سیستم برند ( شامل ست اداری، لوگو و …) و برنامه بازاریابی برند متفاوت است. معماری برند سطح بالاتری از برنامه‌ریزی برای اکوسیستم برند است تا تشخیص دهیم که چگونه برند در طول زمان شکل می گیرد. نیاز به معماری برند بیشتر زمانی حس می‌شود که برنامه‌ای برای ساخت چند برند وجود داشته باشد، برنامه‌ای که مشخص می‌کند رابطه بین این برندها به چه شکل است؟ آیا یکی فرزند دیگری است یا ارتباط خواهرانگی دارند؟ شاید هم به کل از یکدیگر غریبه باشند.
5

استراتژی اجرایی

استراتژی برند Brand Strategy از ابتدا با ایجاد یک نام تجاری یا برند آغاز می گردد. در همین راستا با اهتمام به مدیریت برند از سمت تمامی کارکنان یک سازمان یا شرکت دارای هویتی مشخص و یا نانوشته می گردد. ایجاد هویت برند و بسط و گسترش آن ارزشی خاص برای مخاطبین ایجاد می نماید که شرکت با آن دارای وجه تمایز شده و از گزند رقبا در امان خواهد ماند. استراتژی برند مسیر مشخصی برای مدیران سازمان ایجاد می کند و برنامه بازاریابی و برندسازی در سازمان را هدایت و کنترل می کند که سبب ایجاد حاشیه سود و بهره وری یا به عبارتی سود بیشتر خواهد شد.
6

بازاریابی

بازاریابی یعنی:چگونه بازار ما را بیاید نه اینکه ما بازار را بیابیم چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم ، همواره در گیر بازاریابی هستیم پس بیایید چند دقیقه به این موضوع فکر کنیم که : دقیقا بازاریابی قرار است چه کاری برای سازمان و کسب و کار ما انجام دهد؟بازاریاب فرآیندی زمانبر است. نخست آنکه باید زمانی را برای صرف تحقیقات ، برنامه ریزی و انجام فعالیت های بازاریابی کنیم و دوم ، باید زمانی سپری شود تا دستاورد فعالیت ها نمایان گردد پس بنابراین باید بدانیم که قرار است که پس از صرف ارزشمندترین منبع زندگیمان (زمان) چه چیزی قرار است نصیب ما شود.
 

برند چیست؟

برند یا نام تجاری چیست؟

یک نام ، عبارت، طرح، نماد یا هر ویژگی دیگری است که مشخص‌کننده خدمات یا محصولی خاص باشد که به وسیله آن از دیگر محصولات و خدمات مشابه متمایز می‌گردد.

عنوان قانونی برند، نشان تجاری است.

برند به طور کلی مجموعه ای از برداشت های ذهنی، احساسی، منطقی و برتری هایی است که مشتری نسبت به یک محصول و یا خدمات بر اساس نام برند آن در بین محصولات مشابه قائل می شود!؟!

تداعی مفاهیم (مانند: کیفیت و سرعت ) و برقراری ارتباط با تصاویر و نمایه ها از مزایا و فواید یک برند است که دراصطلاح به آن زبان برند می گویند.

 نحوی کیفیت ارتباط برند است که مبنای تصمیم گیری برای خرید آن

در ذهن مشتری واقع خواهد شد!؟!

برند، همان چیزی است که مخاطب با دیدن، شنیدن، حس کردن و یا هرگونه ارتباطی با آن بصورت ذهنی (Conceptual)، دیداری (Visual) یا شنیداری (Verbal) ویژگی‌های آن را در ذهن و قلب خود تداعی می‌کند.

برند احساس باطنی ودرونی شخص درباره­ی یک محصول، خدمت یا شرکت است.

برند یک احساس باطنی است، زیرا همگی ما به رغم نهایت کوشش خود برای منطقی بودن، موجودات احساسی و شهودی هستیم.

 

تاریخچه برندینگ:

تاریخچه ی نام تجاری رشته ای از بازاریابی است که در قرن نوزدهم با ورود محصولات بسته بندی شده، به وجود آمد. صنعتی شدن، تولید صابون محلّی را به کارخانه های متمرکز تولیدکننده صابون تغییر داد. زمانیکه تولیدات حمل می شدند، کارخانجات باید آرم و نشان خود را بر روی محموله ها حک می کردند تا مشخص شود محصولات مربوط به کدام تولید کننده است. تولیدات بصورت انبوه در آمد و تولیدی با این حجم، نیازمند این بود که به بازار وسیعتری فروخته شود.

تولید کنندگان به زودی دریافتند که بسته بندی یک شکلِ صابون، توان رقابت با محصولات تولیدی محلّی را ندارد و نیاز به یک بسته بندی متفاوت وجود دارد. کالاهای بسته بندی شده نیازمند متقاعد کردن بازار بودند که این کالاها بهترازکالاهای تولید محلّی می توانند نیاز مصرف کننده را برطرف نمایند. برای تمایز قایل شدن بین محصولات تولیدی محلّی و محصولات تولید انبوه که غیر محلّی بودند، شرکتها اقدام به نام گذاری محصولات خود کردند و بدین ترتیب اولین نام های تجاری به وجود آمدند. صابون کامپ بل، نوشابه کوکاکولا و جو کواکر  از جمله اولین محصولاتی بودند که برای آشنایی بیشتر مصرف کننده با محصول، نامگذاری تجاری شدند.

حدود سالهای 1900 والتر تامپسون  یک آگهی تبلیغاتی را طراحی کرد. این آگهی، آن چیزی را که ماهم اکنون ازنامگذاری تجاری می دانیم، تفسیرمی کرد. شرکتها به سرعت شعارها ونام های تجاری خود را طراحی کردند که این امر نیز به طراحی تبلیغات رادیویی وتلویزیونی منجر گردید. دردهه ی 1940، تولید کنندگان به شناسایی راههایی پرداختندکه بتوانند به وسیله ی نام تجاری خود، با مصرف کنندگان ارتباطی را برقرار نمایند و این ارتباطات نیز به چیزی منجر شد که ما امروزه آنرا وفاداری به نام و در مفهوم وسیعتر، بازاریابی رابطه ای می نامیم.

 
 

ضرورت داشتن برند برای یک سازمان در چیست؟

برند ابزاری برای نمایش برتری در بین رقبا به مشتریان و بازار است!؟!

داشتن یک برند قوی کمکی است به شرکت تا خود ر ا در بازار متمایز نشان دهد و توانایی ارضای نیازهای مشتریان را به صورت منحصر به فرد داشته باشد.ش

با افزایش رقابت در بازارهای جهانی و منطقه ای، داشتن یک برند، یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است؛

که در صورت اجرا نکردن باید شاهد قبضه شدن بازارهای داخل توسط واردات برندهای خارجی  باشیم!؟!

برندها اساساً تعهد فروشنده در به انجام رساندن مجموعه خاصی از مزایا، ویژگی‌ها و خدمات به خریداران است که سمبل پیچیده‌ای است و معانی مختلفی را در برمی‌‌گیرد.

به طور خلاصه، حسی که برند به مصرف کننده می‌دهد، باعث می‌گردد ادراکات و تجارب او از محصول تغییر کند. به این سبب است که بسته به هویت برند یا ویژگی‌هایی که به برند منتسب می‌شود، به صورت‌هایی مختلف از سوی افراد یا سازمان‌‌ها ارزیابی می‌شود.

تجربه ای که مصرف کننده با انتخاب در مصرف برندی خاص دریافت می‌کند، مزایای کاربردی و نمادینی است که در ادبیات تجربی و تئوریکی بر این دو نوع مطلوبیت، تاکید شده است!

برا مصرف کننده  پر مشغله امروز گویایی مزایای یک برند سرعت انتخاب وی را تعیین می کند!

نتیجه حاصل از مطالعه برندهای موفق حاکی از آن است که در بیشتر موارد، روند شکل‌گیری برندها بر این منوال بوده که در ابتدا فعالیتشان را از سطح ملی آغاز کرده و پس از جلب اعتماد شهروندان و مشتریان بومی، با بهره‌گیری از تکنیک‌ها و روش های نوین بازاریابی هویت واقعی خویش را به جهانیان شناسانده‌اند.